بالکن نشین

خرید بک لینک
میدونی اولین بار کجا دیدمت؟

داشتم توی بالکن، زیر آفتاب سرد زمستونی، سیگار میکشیدم.توی سکوت، صدای خندههاتو شنیدم که نگام کشیده شد سمتت. داشتی با ورجه ورجه از در سالن خونتون میومدی بیرون و دسته دسته موهات این ور اون ور پخش میشید. لبخندی زده بودی که چشمامو سوزوند. توی حیاط پر درختو من از پشت این همه سبزه درخت موهای قهوه ایتو میدیدم. سیگار کشیدنو به کل فراموش کرده بودم و محو نگاه کردن به تو بودم. پوست سفیدت زیر افتاب برق میزد ، پیرهن زرشکیو شلوارک مشکی! دختر سرما میخوری! انگار که به زور لباس تنت کرده باشن...

تشت لباسای تازه از ماشین درومده رو زده بودی زیر بغلت و رفتی زیر انبوه درخت نارنج. یک... دو... سه... چهار... پنج...، سال گذشتو از زیر درختا با خروار لباس چیده شده روی دستت اومدی بیرون. دور حیاط میگشتیو دستی به موهات میکشیدیو چنگ به دلم مینداختی و لباسارو پهن میکردی. خدا خدا میکردم که زودتر غیب شی، انگار وقتی نبودی، خودم توان نداشتم چشم ازت بردارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۶ساعت 2:13&nbsp توسط سارا |

دستبند...

ما را در سایت دستبند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: پنجشنبه 16 آذر 1396 ساعت: 17:32

صفحه بندی